|
|
||
|
كارت
رايت درتبريز
تبريز
تازه مشغول دادن التيام به زخم هاي گذشته
بود چه در سال 1606 ]
1985 خ[
كه گذار جهانگرد ديگري به آذربايجان افتاد.
سه سال از آزادي شهر تبريز به دست سپاهيان
شاه عباس بزرگ مي گذشت. جان كارت رايت (John
Cartwright) سوداگر انگليسي كه در سال هاي
اوليه و پرافتخار سلطنت شاه عباس بزرگ از
طريق ديار بكر و حلب متوجه تبريز شده و از
آن جا خود را به اصفهان و شيراز و جزيره
هرمز رسانيد، پيرامون فجايعي كه تركان
عثماني بر سر تبريز آورده بودند شرح مفصلي
در سفرنامه خود نگاشته است. از آن جمله مينويسد
كه در اثناي هجوم لشكريان سلطان سليم (920ق/
م/ خ) دست كم سه هزار خانوار تبريزي كه
بهترين هنرمندان ايراني و به ويژه در
ساختن زره و همه گونه اسلحه استاد بودند به
قسطنطنيه كوچانده شدند. هم چنين جان كارت
رايت درباره تاراج شهر تبريز و ستمگري هاي
عثماني ها و خرابي هاي وارده در اثناي هجوم
سربازان سلطان سليمان و تسلط عثمان پاشا
وزير سلطان مراد سوم بر شهر مزبور، به
تفصيل سخن رانده است و معتقد است كه ((توصيف
دردها و بدبختي هاي تبريزيان و تشريح
سنگدلي و بي رحمي هاي لشكريان عثماني، از
عهده ي وي خارج است و اين مهم، نويسنده اي
به غايت دانشمند و زير دست مي خواهد.)) اما
تمامي نوشته هاي كارت رايت درباره ي
ويراني هاي تبريز و مصائب تبريزيان نيست.
وي موقع جغرافيايي و اهميت بازرگاني شهر
را مي ستايد و چون ظاهراً به هنگام زمستان
به تبريز رسيده است، گاهي از سردي هوا به
تاكيد ياد ميكند. مثلاً مينويسد: «تبريز
درمعرض وزش بادهاي گوناگون قرار دارد، و
در آن جا فراوان برف ميبارد. با اين همه،
تبريز را هوايي بسيار مطبوع و سالم است.
دراين شهر براي رفع نيازمنديهاي انسان،
همه گونه كالا و خواربار فراهم گرديده است.
تبريز، شهري به غايت ثروتمندي است. انواع
كالا را از دور دستترين نقاط مشرق زمين
براي فرستادن به شامات و كشورهاي اروپايي
به اين شهر ميآورند و به همين شيوه همه
گونه كالاي مغرب زمين، متوجه تبريز ميشود
تا دركشورهاي خاور زمين توزيع گردد. تبريز
شهر پرجمعيتي است، دويست هزار نفر سكنه
دارد. اما چون از هيچ سو، داراي حصار يا دژي
نيست، به سهولت در معرض هجوم و تاراج
دشمنان قرار گرفته است. در قسمت جنوبي شهر،
همه گونه درختان ميوه و نباتات خوش بو
كاشتهاند و هزاران چشمه و نهر آب، تبريز
را به شكلي باغي به غايت بزرگ و خرم و دلگشا
در آورده است.» سفر
جان كارت رايت سوداگر انگليسي به ايران در
اين عهد، نه فقط بازتابي از علاقه شديد
انگليسها به گشايش مناسبات بازرگاني است
بلكه نمودار رقابت پي گير، ميان انگليسيها
و پرتغاليها براي قبضه كردن داد و ستد در
خليج فارس محسوب مي شود. اين همچشمي و
دشمني كه بعدها منجر به راندن پرتغاليان
از هرمز گرديد، در اواسط دوران پادشاهي
شاه عباس بزرگ به اوج شدت خود رسيد.
جايلزهابس (Giles
Hobbs)
كه در سال 1619 م (998 خ)، يعني در سي و
چهارمين سال سلطنت اين پادشاه از طريق
روسيه و شماخي و اردبيل خود را به اصفهان
رسانيده است، در نامهاي خطاب به كمپاني
هندشرقي مينگارد كه بازرگاني ايران و
انگليس، بنيادي نو پاست و در هيمن مراحل
نخستين، دشمنان عديده دارد. از آن جمله
عثمانيها، ارمنيها و بدتر از همه «پرتغاليان
متكبر كه زبان دروغگوي آنها نه فقط كشور
و قوم ما را بد نام ميكند بلكه اسم خداوند
را لكه دار ميسازد و اميدوارم كه اين ننگ
دامنگير خود آنها شود.» استنباط ما از اين
سند تاريخي نه فقط بالا گرفتن آتش دشمني
ميان انگليسيها و پرتغاليها است بلكه
ميبينيم چگونه اردبيل كه يك شهر مقدس و
زيارتي بود به واسطهي موقع مناسب
جغرافياييش تدريجاً جنبهي تجارتي نيز
پيدا ميكرد ملاحظات جهانگرد بيگانهي
ديگري كه هفده سال بعد از جايلزي هابس قدم
به خاك آذربايجان نهاد، مويد همين
ادعاست.
|
||