|
|
||
|
همه عالم تن است و ، ايـران دلگفتوگو با دكتر قابيل جمال اوف
اشاره: جمهوري آذبايجان ، يا همان اران تاريخي سابقهاي به قدمت تـاريخ و پيوندي پايدار با ايـران زمين داشته و دارد . خاستگاه ، مذهب ، نژاد ، تـاريخ و فرهنگ مشترك ، از مولفههاي مهمي است كه اين پيوند را پيوسته ، پويا و پايا ميدارد . آنچه در پي ميآيد ، گفتوگويي است با ايـرانشناس ايـران دوست آقاي دكتر قابيل جمال اوف . *** من در سال 1976 از دانشگاه خاورشناسي باكو فارغالتحصيل شدم و بعد از آن مقرر كردند كه در سفارت جماهير شوروي در ايـران به سمت مترجم زبان فارسي مشغول به كار شوم . من بايد بگويم كه تـاريخ ايـران ، فرهنگ ايـران و ادبيات پارسي براي مردم جمهوري آذربايجان ارزش دارد ، چرا؟ ببينيد اگر شما تـاريخ ادبيات فارسي و تـاريخ ايـران زمين را ورق بزنيد ، ميبينيد كه شعراي كلاسيك آذربايجان به زبان فارسي شعر گفتهاند و شاهكارهايي خلق كردهاند و به همين جهت نميتوانيد ادبيات فارسي را بدون شعراي آذربايجان تصور كنيد . مثلا خاقاني شرواني كه به فارسي شعر گفته ، شاهكارهاي فرهنگ جهاني را به وجود آورده است؛ مثلا در آن دوره جملهاي گفته كه به تمام ملل مشرق زمين درس ميآموزد:
هان اي دل عبرت بين ، از ديدهنظر كنهان ايـوان مـدايـن را ، آيينه عبـرت دان
ما بايست با بصيرت و درك فرهنگ مشرق زمين بتوانيم به تـاريخ و ادبيات خودمان نگاه كنيم . ادبيات فارسي را نميتوان بدون نظامي گنجوي در نظر گرفت كه براي اولين بار در ادبيات شرق « خمسه» را سرود و تمام آثارش به زبان فارسي است و همه ملل خمسه را ميآموختند و در آينده هم خواهند آموخت . چه نظريات اخلاقي ، منطقي و فلسفي و زيباشناسي كه در خمسه نظامي گفته نشده است ! از طرف ديگر خمسه نظامي يك تـاريخ است ؛ يعني او ميگويد كه بر سر ملل مشرق زمين چه اتفاقاتي افتاده است ...
· اهميت برگزاري اولين هماش ايـران شناسي را چگونه ديديد؟ n ايـران شناسي براي آذربايجانشناسي خيلي مهم است . ما قسمتي از فرهنگ و تـاريخ و ادبيات خودمان را در اينجا ميآموزيم و به ديگران هم ميگوييم كه اين تـاريخ و فرهنگ غني را بياموزند . هر چه دولتهاي بزرگ بيايند و بروند و تبليغات كنند ، نميتوانند اين محبت و پيوستگي و همبستگي را از ما دور كنند و از دستمان بگيرند .
· نگاه مردم جمهوري آذربايجان به مردم ، تـاريخ و فرهنگ ايـران چگونه است؟ n وقتي كه شما در مورد تـاريخ ، ادبيات و فرهنگ ايـران صحبت ميكنيد ، نبايد فراموش كنيد كه تـاريخ و فرهنگ و ادبيات ايـران از آن مردم جمهوري آذربايجان نيز هست . درست است كه در حال حاضر عده زيادي ميخواهند در مناسبات ما و ايـران سايه بيفكنند و متاسفانه دسيسههايي نيز در كار است كه ميخواهند اين روابط را به هم بزنند . ولي مردم ما را نميشود از مردم ايـران جدا ساخت و خواسته شيطاني آنها كه ميخواهند ميان مردم ايـران و جمهوري آذربايجان دشمني به وجود آورند ، توفيق نخواهند يافت . براي اين كه اين فرهنگ ماست ، اين تـاريخ ماست و اين كشورِ سابقا مشترك ماست كه بينمان پيوند برقرار ميكند . حالا ما در قرن 21 زندگي ميكنيم و جمهوري آذربايجان بعد از نزديك به 200 سال از روسيه استقلال پيدا كرده و به خواست مردم اين پيوند و همبستگي و مناسبات صميمانه با ايـران پايدار خواهد بود و هيچ دسيسهاي موفق نخواهد شد . شما از دوره هخامنشيان بگيريد تا اشكانيان و ساسانيان و همينطور پس از اسلام ، تا برسيم به دوره قاجاريه ، ميبينيم كه ما تـاريخ مشتركي داشتهايم ، در دوره صفويه جمهوري آذربايجان جزيي از ايـران و ما همه يكي بوديم . اما پس از اين كه مركزيت دولت صفوي به قزوين و از آنجا به اصفهان منتقل شد و با توجه به اين كه خوانين آذري نيمه مستقل بودند و نيز پس از آن كه روسيه قدرت نظامي و سياسي يافت ، شهرهاي ما را جدا كرد و تحتاشغال خود قرار داد . ما حالا خيلي خوشحال هستيم كه در پايان قرن بيستم و آغاز قرن بيست و يكم از روسيه استقلال پيدا كردهايم و اما نگاه مردم ما به ايـران ، نگاه خوبي است و هيچوقت مردم ما را از درد و الم مردم ايـران و از شادي و روزهاي خوش ايـران نميتوان جدا كرد ، مثلا اگر ما به قرن نوزدهم و آغاز قرن بيستم نگاه كنيم ، ميبينيم كه جنبش آزاديخواهي مردم جمهوري آذربايجان را نميشود از جنبش آزادي بخش مردم ايـران جدا كرد؛ آنها با هم در راه استقلال ، در راه مشروطه و در راه دمكراسي مبارزه كردند ، ولي بعد از آن كه انقلاب اكتبر در روسيه پيروز شد ، روسيه نه آن كه آن انقلاب را ، بلكه سياست اشغالي خود را در قفقاز جنوبي و آسياي مركزي ادامه داد . امروز ديگر براي همه معلوم است با اين كه ادعا ميشد اين جمهوريها مستقل بودند ، در حقيقت هيچ از استقلال خبري نبود ، براي اين كه تمام سياستهاي خارجي و داخلي 14 جمهوري ، غير از روسيه فدراتيو ، در پايتخت روسيه متمركز شده بود و سياستهاي آنها تحت نظر دولت روسيه و حزب كمونيست اتحاد جماهير شوروي طرحريزي ميشد .
· وضعيت ايـرانشناسي در جمهوري آذربايجان به چه صورتي است؟ n ايـران شناسي در جمهوري آذربايجان مساله مهمي است . خدا بيامرزدش استاد ارجمند من « مبارز عليزاده» را وقتي كه درس تـاريخ ادبيات فارسي را ميداد . ( توضيحا بگويم كه آن موقع نميگفتند « تـاريخ ادبيات ايـران» از مسكو اين طور دستور رسيده بود كه بايد ميگفتند تـاريخ ادبيات فارس و تـاريخ ادبيات تاجيك! اين هم سياستي بود تا ادبيات ايـران و تاجيكستان با هم ارتباط نداشته باشند ، يك سياست جدا افكني) . بله ، استادم ميگفتند : « فيلسوفان و اديبان هر چه ميگويند و هر چه گفتهاند و هر چه خواهند گفت ، مدتها پيش ، همه اينها در ادبيات فارسي گفته شده است . و اين حرف درستي است و هنوز هم پس از سالها اين سخن در گوشم زنگوله ميزند ] زنگ ميزند[ ميافكند . ما وقتي كه ديوان شعراي كلاسيك خود را چه شعراي آذري كه به فارسي سخن گفتهاند ، چه شعراي تاجيكستان و چه شاعران ايـران ، بررسي ميكنيم ، ميبينيم كه واقعا در همه عرصههاي علمي كه امروز مطرح است ، صحبت كردهاند . چه احساسي به شما دست ميدهد وقتي اين شعر حكيم نظامي را ميشنويد كه: همه عالم تن است و ايـران دل نيست گوينده زين قياس خجل چون كه ايـران دل زمين باشد دل زتن به بود ، يقين باشد احساس افتخار به من دست ميدهد . من افتخار دارم كه اين عبارت را شاعر بزرگ ما حكيم شيخ نظامي گنجوي گفته است : اين افتخار ماست و ايـران با فرهنگ و تـاريخ و ادبيات و مدنيت ( ما به فرهنگ ، ميگوييم مدنيت) با مدنيت خودش بايد به جهان ثابت بكند كه ايـران مركز تمدن است . ما واقعا در عصري قرار گرفتهايم كه به ما حملهها زياد است و به قول خود اروپايي ها « اروپاي وحشي» حمله ميكند . البته من براي ملل اروپايي احترام قايلم و هيچ زمان نميتوانم به مردم اروپا حرفي بزنم كه از من رنجه شوند؛ ولي به قول خود اروپاييها كه ميگويند ، « اروپاي وحشي» به ما حمله ميكنند . آرزوي من اين است كه ايـران در برابر اين حملهها ايستادگي بكند . و ما مردم مشرق زمين ، چه افغان باشيم ، چه تاجيك ، چه ازبك ، چه قرقيز ، چه قزاق ، چه تركمن ، چه تاتار ، چه باشقير ، چه آذري ، چه قاراقوز ، چه تركهاي تركيه و ...بايد كوشش بكنيم كه از اين فرهنگ غني ديرينه خودمان گلچيني درست بكنيم و به جهانيان ارائه كنيم . وظيفه انسان چيست؟ وظيفه انسان همانطور كه نظامي در « خسرو شيرين» گفته ، اين است كه : « ما نبايد به خوردن و زندگي مجلل اكتفا كنيم ، بلكه اخلاقمان و انسانيتمان را درست كنيم و با آن به جهانيان بگوييم كه انسان تنها براي خوردن و پوشيدن نيست، بلكه براي اهداف عالي زندگي ميكند كه خودش را اصلاح بكند .»
· وضعيت ايـران شناسي در جمهوري آذربايجان چگونه است؟ n تـاريخ ايـرانشناسي در جمهوري اذربايجان خيلي قديمي است: يعني وقتي كه دانشگاه جمهور آذربايجان كه بيش از صد سال است در باكو تاسيس يافته ، به راه افتاد ، دانشكده خاورشناسي موجود بود . و در دانشكده خاورشناسي زبانهاي فارسي ، تركي و عربي تدريس ميشد ، حالا هم تدريس ميشود . درست است كه در موقع شوروي محدوديتهايي وجود داشت و مثلا ساليانه تنها چند نفر در دانشكده خاورشناسي قبول ميكردند ، ده نفر در شعبه فارسي ، دهنفر در شعبه عربي و پنج ، شش نفر در شعبه تركي قبول ميكردند . ولي حالا تعداد پذيرش دانشجويان خيلي افزايش يافته است و عليرغم اينها در جمهوري آذربايجان در بسياري از دبيرستانهاي شهرهاي كوچك زبان فارسي تدريس ميشود و در خود باكو ، دو تا دبيرستان شبانه روزي هست كه در آن تمام فنون علمي به زبان فارسي تدريس ميشود و در تعدادي از دانشگاههاي جمهوري آذربايجان زبان فارسي تدريس ميشود ، دانشگاه ديني و الهيات هم داريم كه آنجا نيز زبان فارسي تدريس ميشود و دانشجويان هم خيلي علاقه دارند . علاوه بر اين در آكادمي علوم و ايـران شناسي و انستيتو تـاريخ ، انستيتو ادبيات ، انستيتو زبانشناسي ، انستيتو شرقشناسي و حتي انستيتوي ما هم به ايـرانشناسي مشغول هستند .
· راههاي رونق زبان فارسي فرهنگ ايراني و افزايش توجه مردم جمهوري آذربايجان به ايـرانشناسي را در چه چيزهايي ميبينيد؟ n يكي از راهها اين است كه بدانيم فقط آموزش زبان فارسي در جمهوري آذربايجان كافي نيست ، هر چند ما خود مبتكر هستيم و دوست داريم زبان فارسي را ياد بگيريم . ما ميگوييم ميبايست علم و فرهنگ و تـاريخ و ارزشهاي معنوي وملي ايـران زمين را به جهانيان ارائه كنيم و در درجه اول براي آذريها ، براي اين كه آذريها با ملت ايـران زمين تـاريخ مشتركي دارند ، فرهنگ مشتركي دارند ، دين مشتركي دارند ، عادات و رسوم مشترك و حتي قيافه مشتركي دارند و آذريها را تا آن موقعي كه آغاز به سخن نكردهاند ، نميشود از ساير ايرانيها تشخيص داد . به قول مرحوم ملكالشعراي بهار: خاك بـاكـويه عزيز است و گـرامي بر ما كه زيك نسل و تباريم و زيك اصل و گهر بله ، شما ببينيد حتي در زمان اتحاد شوروي ، دبير كل حزب كمونيست نتوانست جشن نوروز را در آذربايجان ممنوع بكند . مردم هميشه اين جشن را ميگرفتند . البته نوروز ما نسبت به نوروز شما كمي فرق دارد . مثلا شما تنها در آخرين چهارشنبه آتش درست ميكنيد اما در جمهوري آذربايجان از اولين چهارشنبه اسفند آتش درست ميكنند و از ] روي[ آن ميپرند و ميگويند: « ساريليقيم سنده ، قرميزليقين منده: يعني سرخي تو از من ، زردي من از تو» و سفره هفتسين داريم: اما به آن « هفت لوين» يعني هفت نوعي كه آمدن بهار را نويد ميدهند ، ميگوييم . همان آداب و رسومي كه مردم ايـران از قديم از دوران اوستا داشتند ، حالا هم نگهداري ميشود . در مورد مراسم سوگواري مذهبي نيز همين طور است و فرقي ميان ما و شما نيست . اجازه دهيد برگرديم به سوال شما ، يكي ديگر از راهها ، انتقال تكنولوژي پيشرفته است و برقراري روابط اقتصادي ، سياسي فيمابين دولت جمهوري آذربايجان و دولت ايـران اگر در اين مسير حركت كنيم ، ميتوانيم به يكديگر نزديكتر شويم و چنان كه در اروپاي غربي ميان پانزده كشور تمام موانع رسمي حذف شده ، در ميان ما هم حذف بشود . اين نزديكي ريشههاي ما را محكمتر و قويتر ميكند و ديگر دسيسهها نميتواند موثر باشد .
· به عنوان يك ايـرانشناس چه انتظاري از ايـران داريد؟ n آن انتظاري كه از ايـران دارم و آن انتظاري كه تمام مردم جمهوري آذريايجان دارند ، من آن را برآورده ميبينم . كمكي كه ايـران به آوارگان جنگي ما كرده ، حالا هم نمايندگي كميته امداد امام خميني در جمهوري آذربايجان فعاليت ميكند و به محرومان كمك ميكند ، اين گوياي مناسبات ما و ايـران است و نميشود اين را منكر شد . به دفعات از معاون وزير امور خارجه آقاي خرازي كه هيات نمايندگي جمهوري آذربايجان را پذيرفته است و در جاهاي ديگر شنيدهام كه ميگويند: « جمهوري آذربايجان براي ما بسيار مهم است .» ايشان گفتهاند: « چند كشور در جهان براي ما موقعيت خاصي دارند و ميان اين چندتا ، جمهوري آذربايجان موقعيت ويژهاي دارد . براي اين كه آذربايجان ، خود ماست ،برادر ماست .» و اما انتظار من از سياستمداران و رجال دولتي ايـران و جمهوري آذربايجان اين است كه كوشش بكنند جلوي دسيسههاي شيطاني و دستهايي را كه در كارند تا مناسبات ما را به هم بزنند ، بگيرند و عليه آنها مبارزه بكنند . آن وقت اين فرهنگ راه خواهد يافت . شما، من و ديگران ، چه بخواهيم يا نخواهيم ، اين فرهنگ را خواهيم آموخت و پيشرفت خواهيم كرد . تبادل دانشجو كه داريم ، تبادل كتاب كه داريم و بايد كاري بكنيم تا دانشحويان مختلف از جمله دانشجويان هنرهاي زيبا و معماري دو كشور بتوانند رفت و آمد بكنند و دانشجويان ما بيايند و آن شاهكارهاي معماري را كه در ايـران است ، ببينند كه اين ديد و بازديد در كارشان اثر عميقي خواهد گذاشت: مثلا اگر تخت جمشيد را ببينند ، درك ميكنند كه ايـران و اصلا كشورهاي مشرق زمين قرنها پيش چه شاهكارهاي معماري را ايجاد كردهاند و پدران و اجدادشان چه هنري داشتند . مكتب مينياتوري ايـران و جمهوري آذربايجان هم اين طور است . وقتي كه ما مكتب هنري خودمان را ميآموزيم ، ميگوييم « آذربايجان مينياتوري مكتبي» و بعد وقتي به ايـران ميآييم ، ميبينيم همان مكتبي را كه ما از آن خود ميدانيم ، ايـران امروز هم آن را از آن خود ميداند و اين ثابت ميكند كه فرهنگ ما يكي بوده ، هنر ما يكي بوده ، اجداد و مذهب ما هم يكي بوده . ببينيد ، شـاه اسماعيل ختايي افتخار همه ماست ، چون جوان دليري بود كه تمام ايـران را متمركز ساخت و كشور را از حملههاي بيگانگان مصون نگاه داشت . استادي داشتم به نام « شاملمحمد بگلي» كه در مورد تـاريخ و حاكميت شـاه اسماعيل ختايي تحقيق ميكرد ، در سال 1972 ميگفت كه شـاه اسماعيل صفوي وقتي روي كار آمد ، اين سخنان را گفته و اين خطبه را ايراد كرده است كه: « منم جمشيد ، منم فريدون ، منم كيسخرو» و ...اين را بدانيم كه جمهوري آذربايجان در برابر دشمنان از شمال ، سپري است در دفاع از ايـران و من خيلي دوست دارم كه ايـران اين سپر را تقويت كن . اين سپر هر چه محكمتر و قويتر باشد ،به ايـران صدمه كمتري ميرسد .
· كارتي كه به سينه زدهايد شما را « جمالاف» معرفي ميكند ، اما شما خود را جمالزاده ميناميد ، موضوع چيست؟ n اين يك ميراثي است كه از اتحاد شوروي براي ما مانده ، همان وقتها كه در سال 1976 به ايـران آمدم ، روسها با من شوخي ميكردند ، ميگفتند: اين ايراني است و به من نميگفتند « قابيل جمالاف» ، ميگفتند: جمالزاده ، حالا هم همان جمالزادهاي كه در سال 1976 ميگفتند ،ادامه دارد و من خودم را جمالزاده معرفي ميكنم . من در مورد ايـرانشناسي تاليفات زيادي دارم . در مدرسه ديني زبان فارسي را تدريس ميكردم و بيشتر مشغول تحقيقم در مورد تـاريخ معاصر ايـران ، موقعيت سياسي و پيشرفت اقتصادي ايـران و ...مثلا تحقيق دارم در مورد جبهه ملي در سال 1949 و 1953 ، موقعيت درياي خزر ، ضرورت حل رژيم حقوقي اين دريا ، و فعاليت تخريب آميز بانكهاي خارجي در ايـران و فعاليت مبلغان ديني در جمهوري آذربايجان و از اين قبيل . (روزنامه اطلاعات ـ چهارشنبه 27 شهريور ـ 1382 خورشيدي) |
||