نسخه چاپي

عاشقم،من به تو از پا تا سر

خاك آميخته، با خون پدر    

 

سال 1385، سال سرنوشت سازي براي ملت بزرگ ايران بود. سالي پر از مخاطره و تهديد از سوي جهان‎خواران و پايداري سخت و يك پارچه، از سوي مردم ايران.

گويي، پس از گذشت دويست سال شكست و تجزيه، سرانجام ايران در سال 1385، زايش دوباره داشت : با همه‎ي نمود‎هاي بودِ شكوهمند اين ملت فرهنگ ايران.

در سال 1385، همه‎ي بوق‎هايي كه در اختيار غرب قرار داشت و گاهي نيز از سوي شرق به گونه‎اي هم آوايي مي‎شد، عليه مردم ايران به صدا در آمدند و ما را تهديد به يورش نظامي مستقيم از سوي آمريكا و متحدانش و گهگاه‎ نيز حمله‎ي نظامي از سوي اسرائيل به دستور آمريكا، كردند.

جورج بوش رييس جمهوري آمريكا، در هر فرصت، از تهديد ملت بزرگ ما خودداري نكرد و البته، توني بلر نخست وزير انگليس نيز به شيوه‎ي « ارباب»، بر سياست تهاجمي عليه مردم ايران، پافشار كرد. او حتا از تهديد و حرف هم فراتر رفت و با تربيت خرابكاران تجزيه طلب در استان بصره‎ي اشغالي در عراق و نيز هلمند (هيرمند) تحت سيطره‎ي سربازان انگليسي در افغانستان، به گونه‎ي عملي، تلاش نافرجامي را براي ايجاد بلواي‎ تجزيه‎ي طلبي در خوزستان و سيستان و بلوچستان، به مورد اجرا گذارد. البته در همه‎ي اين موارد، دستگاه‎هاي اطلاعاتي بريتانيا، از حمايت‎هاي همه جانبه دستگاه‎هاي جاسوسي ايالات متحده آمريكا، بهره‎مند بودند و هستند.

ژاك‎ شيراك رييس جمهور فرانسه ملت بزرگ ايران را به كار برد جنگ افزار هسته‎اي تهديد كرد و در اين ميان، حتا آنگلامركل صدراعظم آلمان نيز، كوشيد تا به پندار خود، مردم ايران را با به صدا درآوردن طبل‎هاي تو خالي ارعاب، بترساند.

بگذريم از سران عرب و شيخ‎هاي كرانه‎ي ديگر خليج‎فارس كه همه و همه به اشاره ارباب يا اربابان، عليه ملت و مردم ايران، جبهه‌گيري كردند ... البته فراموش نكنيم كه نخست وزير ژاپن نيز براي عقب نماندن از قافله، كوشيد تا ما را با شمشير سامورايي شكسته و زنگار بسته‎اش بترساند. اما، بي‎هوده.

در راستاي سياست ايجاد ارعاب و ترس، به حربه‎ي زنگ زده‎ شوراي امنيت دست يازديدند و ملت ما را، به اصطلاح تحريم كردند؟!

اما، ملت بزرگ ايران و مردم سرافراز اين ميهن مقدس، يك پارچه و بدون ترس و راه دادن بيم به دل از انبوه دشمنان وزرادخانه‎هاي انباشته هسته‎اي آنان، پايداري كردند.

ملت بزرگ ايران، ملت آشتي جو و فرهنگ آفرين است. تجاوز به حقوق ديگران، به بند كشيدن ملت‎هاي ديگر، به اسارت آوردن و مورد استثمار قرار دادن مردمان ديگر، با فرهنگ ما بيگانه است. ملت ما حامل پرچم ظلم ستيز كاوه و درفش رهايي‎بخش كورش بزرگ است.

هر زمان كه ملت ايران نيرومند و يگانه بود، اجازه نداده است كه اين بخش از جهان، مورد يورش و دست‎اندازي نيروهاي اهريمني قرار گيرد.

هرگاه كه توانستند، ملت ما را در هم شكنند و وحدت آن را به تجزيه بكشانند، راه استعمار براي به بند كشيدن ديگر مردمان اين بخش بزرگ از جهان، گشوده گرديد.

در سال 1385 ملت بزرگ ايران، توانست كه با پايداري يك پارچه و هراسان نشدن از فزوني دشمنان، نيروي آنان را در هم شكند و راه را براي اجراي رسالت جهاني خود كه بر پايه‎ي نفي هر گونه استعمار، استثمار و استبداد قرار دارد، گشوده ساخت.

ما ملت با فرهنگ و آشتي جويي هستيم. اما براي دفاع از اين سرزمين مقدس، آماده‎ايم، « همه سر به سر تن به كشتن دهيم»

به گفته‎ي «لايق شير علي»، هم ميهن گرامي و شاعر وحدت گرايي تاجيكستان :

 

كاوه‎ي داس‎گير، چكش ساز

آهني را، پي قتلي نگداخت

ليك، تا هست نهيب ضحاك

خنجر و، گرز گران خواهد ساخت

 

دكتر هوشنگ طالع

 

بازگشت