|
دولت
تركان جوان و پانتركيسم
نادر انتخابي
در يك دورهي كوتاه شش ساله (1914 ـ 1908) جنبش فرهنگي تركگرايي به جنبش
سياسي ناسيوناليسم ترك تحول يافت و اين دوره مقارن بود با روزگار حكومت
تركان جوان كه با شكست عثمانيان در جنگ جهاني اول (1918) پايان گرفت. اكنون
بايد ديد چرا تركان جوان به ناسيوناليسم، يا به سخن دقيقتر، پانتركيسم،
روي آوردند. تركان جوان تا 1908 و حتي اندكي پس از آن، بيشتر جانبدار
انديشهي ملت عثماني بودند. در 1904 هنگامي كه مقالهي « سه شيوهي حكومت»
آقچورا انتشار يافت، با بياعتنايي و حتي انتقاد با آن روبرو شدند. چنين به
نظر ميرسد كه از 1906 به بعد، هم تحت تاثير تركان روسيه و هم در نتيجهي
آشنايي با نوشتههاي اديبان تركگراي عثماني، تركان جوان اندكاند، به
انديشههاي ناسيوناليستي روي آوردند. از 1908 به بعد برخي از شخصيتهاي
برجستهي ناسيوناليسم ترك چون ضيا گوكالپ و احمدآقا اوغلو به عضويت كميته
مركزي « اتحاد و ترقي» درآمدند و حسين جاهد (يالچين) سردبير طنين ارگان
رسمي كميته شد.
گذشته از اين، مجوعهاي از عوامل داخلي و خارجي، عيني و ذهني، دولت تركان
جوان را به سراشيب پانتركيسم افراطي (توران گرايي) لغزاند. نخستين عامل
اين بود كه پس از 1908، تركيب جغرافيايي ـ جمعيتي امپراتوري عثماني در
نتيجهي از دست رفتن بازماندهي متصرفات اروپايي و تنها ولايت آفريقايي
(ليبي) آن، بيش از پيش ترك ـ آسيايي شد. فشار خارجي فزايندهاي كه بر دولت
عثماني وارد ميآمد، تركان جوان را به اين نتيجهگيري رهنمون شد كه دفاع از
تماميت ارضي امپراتوري تنها به وسيلهي تركان تحققپذير است.
افزون بر اين، از آغاز سدهي بيستم، مناسبات ميان تركان و اتباع عربشان
روبه تيرگي گذارد. يكي از جنبههاي انقلاب 1908 كه تاكنون كمتر به آن توجه
شده، جنبهي ضد عربي اين انقلاب است. تركان جوان به عرباني كه عبدالحميد به
دور خود در استانبول گرد آورده بود و نوعي « لوبي» عرب در قلب امپراتوري
محسوب ميشدند، بدبين بودند. براي پي بردن به اين نكته كافي است نگاهي به
نشريات فكاهي ترك پس از انقلاب 1908 افكند. گذشته از اين، نظريهپردازان
ناسيوناليسم ترك چون ضيا گوكالپ در بررسيهاي جامعه شناسانه ـ تاريخي خود،
فرهنگ اسلامي (عربي ـ ايراني) را مايهي واپس ماندگي تركان معرفي كردند.
عرب ستيزي تركان واكنش منفي ولايات عرب در قبال رويدادهاي 1908 را به دنبال
داشت. تركان جوان دريافتند كه همكيشيشان با عربان مايهي يگانگيشان نيست
و از هيمن رو به انديشهي همبستگي ميان تركان كه ناسيوناليستها مدافع آن
بودند، روي آوردند.
در دورهي پس از انقلاب 1908، ناسيوناليسم ترك جنبهي اقتصادي هم پيدا كرد
و اين، در نتيجهي آشنايي تركان جوان با الكساندر هلفاند موسوم به پارووس
(Parvus) از چهرههاي معمايي سوسيال دموكراسي آلمان بود. پارووس با آموزش
ساز و كار امپرياليسم اقتصادي و مالي به تركان، به ناسيوناليسم آنان سمت و
سوي امپرياليسم ستيزي داد. مكتب اقتصاد سياسي آلمان (به ويژه نظريههاي
فريدريش ليست) جاي ليبراليسم اقتصادي رايج را گرفت و تلاش در راه پي ريزي
اقتصاد ملي از طريق پروبال دادن به قشر مياني ترك / مسلمان كه هم بتواند
دست اقليتهاي غير مسلمان را از اقتصاد كوتاه كند و هم در برابر امپرياليسم
اروپايي سربلند، كند. آغاز شد. فشار اقتصادي بر اقليتها بر دامنهي
نارضاييها افزود.
با فروكش كردن شور و هيجان اوليهاي كه انقلاب 1908 در ميان همهي اتباع
دولت عثماني ـ مسلمان و غير مسلمان، ترك و غير ترك ـ به وجود آورده بود،
چرخش پانتركيستي دولت تركان جوان آغاز شد و در سالهاي 1910 ـ 1911 شكل
عريان به خود گرفت. دور باطلي از تعصب و خشونت آغاز شد. دولت تركان جوان
تركگرداني اقوام غير ترك از طريق آموزش اجباري زبان تركي و اعمال نظارت بر
كار مدارس اقليتها را در پيش گرفت. پس از كودتاي 1913 كه به استقرار خود
كامگي بلامنازع كميتهي اتحاد و ترقي انجاميد، تكاپوهاي پانتركيستي گسترش
بيشتري يافت. نمايندگاني به قفقاز، ايران، افغانستان و آسياي ميانه فرستاده
شدند. با شروع جنگ جهاني اول، سران كميته اتحاد و ترقي پنداشتند كه لحظهي
انتقام از روسيه، دشمن ديرين كشورشان، فرا رسيده و به هم از گسيختن
شيرازهي امپراتوري تزاران و رهايي تركان روسيه دل بستند؛ اما دولت جمهوري
آذربايجان مساوايتان مستعجل بود و بلشويكها در 1920 بر آن غلبه كردند. در
آسياي ميانه، باسماچيان كه برخي از افسران ارتش عثماني و در راس آنان
انورپاشا از رهبران فراري كميتهي اتحاد و ترقي هم به آنان پيوستند، مدتي
عرصه را بر بلشويكها تنگ كردند؛ اما بالاخره در 1923 سركوب شدند. در همين
دوران در آناتولي بر روي ويرانههاي امپراتوري پانصد سالهي عثماني جمهوري
تركيه شكل گرفت.
نقل از : ماهنامه نگاه نو ـ مهر ـ آبان 1372 ـ
بخشي از مقاله
بازگشت
|