|

|
|
|
شماره سی و
چهارم
(34)
حق خدشه ناپذیرایران
ازدریای مازندران
برپایه قراردادهای 1921 (مودت ) و 1940 ( بحر پیمایی ) میان ایران
واتحاد شوروی ، ایران دارای حاکمیت و مالکیت خدشه ناپذیرو پا برجا
برپنجاه ( 50 ) در صدازدریای مازندران می باشد .
هرگونه گذشت ازحق مالکیت و حاکمیت پنجاه در صدی ایران بر دریای
مازندران ( بحر خزر ) ، در حکم تجزیه ی ایران است .
بهرهگیری صلح آمیز از انرژی
هستهای حق مقدس ملت ایران است
|
|

|
|
|
|
عباس اقبال
آشتياني
|
◄
یک
سند مهم در باب زبان آذري
نگارنده رسالهي كوچكي دارم كه به تاريخ غرهي شوال 1037 قمري
استنساخ شده و مولف آن شاعري است به نام روحي انارجاني.
شرح حال اين شاعر را كه از مردم قريهي انارجان از قراي نزديك به كوه
سهند و از معاصرين سلطان محمد خدابنده (985 ـ 996) پدر شاه عباس بزرگ و
پسر بزرگترش سلطان حمزه ميرزا (مقتول درهشتم ذيالحجه 994) بوده، راقم
اين سطور در هيچ كتابي نتوانستم شرح حال انارجاني را به دست آورد، اين
است كه از خوانندگان محترم مستدعي است كه اگر از ايشان كسي در جايي به
ترجمه حال روحي انارجان دسترسي پيدا كرد ما را از آن مطلع سازد...
|
|
دكتر محمد امين رياحي خويي |
◄
ملاحظاتي دربارهي زبان كهن آذربايجان
رسالهي «آذري، يا زبان باستان آذربايگان» نوشتهي كسروي تبريزي كه
نخستين چاپ آن در 1304 شمسي منتشر شد و بعدها مكرر به چاپ رسيد،
بيترديد يكي از ارزندهترين كارهاي او و اساسيترين كشف و تحقيق در
اين زمينه است كه به زبانهاي ديگر هم ترجمه شده و مورد قبول عالم علم
قرار گرفته است و آن چه در اين شصت سال بعد از آن منتشر شده، دنبالهي
كار محقق نخستين و در تاييد و تكميل كشف اوست. البته پژوهندگان آينده
نيز نمونههاي بيشتري از آن زبان از لابهلاي متنهاي نادر خطي (كه
بعدا شناخته خواهد شد) يا از محاورات متداول در گوشه و كنار (اگر گذشت
روزگار بگذارد و زبان رسمي كشور و لهجههاي محلي دور و بر، امان دهند و
آنها را از ميدان به در نكنند) كشف و منتشر خواهند كرد، و بحث و تامل
بيشتر، موضوع را روشنتر خواهد ساخت. اما دربارهي آن چه منتشر شده،
ابهاماتي هست و در چند نكته جاي سخن باقي است...
|
|
دكتر انور خامهاي |
◄
پان توركيسم و ارزش
علمي و تاريخي آن
به تازگي كتابي به دستم افتاد به نام «قرون عثماني»
كه نويسندهاي آمريكايي به نام لرد كين راس آن را نوشته و در آمريكا در
1977 چاپ و منتشر شده است. پس از مطالعهي آن ملاحظه كردم كه اين كتاب
نيز مانند كتابهاي ديگري كه در سالهاي اخير دربارهي تـاريخ تركيه و
امپراتوري عثماني ترجمه و منتشر شده، بـا انگيزهي سياسي نگاشته شده و
به ويژه در بخش مربوط به برخوردهاي آن كشور و ايـران در زمان صفويه،
آكنده از اشتباهات تاريخي است كه احتمالا بـا نيات خاص و به منظور بهرهبرداريهاي
تبليغاتي و سياسي به رشتهي تحرير درآمده است. گرچه نقد اين كتاب و
نظاير آن از گنجايش يك مقاله بيرون است ليكن ذكر يك نمونه فاحش از اين
تحريفهاي تاريخي و نشان دادن بطلان آن و انگيزههايي كه محرك اين گونه
تحريفهاست را ضروري دانستم... |
|
الهام محمداوف |
◄تاريخچه
جمهوري خود مختار تالش مغان
از زمان تحميل
عهدنامه ننگين تركمنچاي و تجزيه ولايات قفقاز از پيكر ايـران و دو
شقهشدن سرزمين تالش، تالشان تنها قومي بوداند كه به هواي وصل به موطن
اصلي و مام ميهن ازلي خود ايـران، بارها به اشكال مختلف و گاه بـا خيزش
و قيام عمومي صداي اعتراض خود را نسبت به مفاد عهدنامه مذكور به گوش
عالم رساندهاند.
چنان كه همه ميدانيم و اغلب بـا جزييات موضوع نيز به طريق مختلف
آشنايي پيدا كردهايم، در سال 1993 نيز در منطقه تالشنشين آن سوي
آستارا چاي، وقايعي رخ داد كه معني و مفهومش را در سه عبارت زير
ميتوان خلاصه كرد:
نيل به آزاديهاي دمكراتيك در شرايط پس از فروپاشي شوروي
مقابله بـا انديشههاي پان تركيستي
و حفظ هويت و اصالت ايراني ... |
|
گردآوری
و بررسی:بابک آذرتات(علیخانی)
|
◄به
نام خداوند جان و خرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
نام رسمی آن « ناگور نو
کاراباخ » کرسی آن ستپاناکرت و شهر مهم دیگرش شوشی است... قراباغ فعلی جزئی از
قراباغ قدیم است که قسمتی از ناحیه آلبانیا یا اران و به آرتساخ موسوم بود.
قراباغ ازاوایل قرن 17 میلادی تحت حکومت طایفه جوانشیر بود٬ رؤسای این طایفه
پناهو یا ابراهیم خلیل نام داشتند. پناه سوم (فرزند ابراهیم خلیل سوم٬ فرزند
پناه دوم فرزند ابراهیم خلیل دوم فرزند پناه آقا فرزند ابراهیم خلیل آقا) پناه
آباد « شوشی » را بنا نهاد (1165 ق/1752 م)سکه قدیم پناه آبادی (بعداً پناه
آباد٬ پناباد) نخست در این شهر ضرب شد. در زمان پسرش٬ابراهیم خلیل خان جوانشیر
(که باید ابراهیم خلیل چهارمش خواند آقا محمد خان قاجار چند بار به قراباغ حمله
کرد و شوشی را گرفت و پس از کشته شدن آقا محمد خان (21 ذی الحجه 1211) ابراهیم
که گریخته بود٬ بازگشت و به اطاعت سیسیانوف روسی درآمد...
|
|
سورنا فیروزی
|
◄تاریخچه
ی آذرپادگان و مردمان آذربایجان
بر پایۀ توضیحاتی که پیرامون
خصوصیات و صفات نژادی
ترکان و آریایی ها راائه شد، می توان نژاد مردمان آذرپادگان را بررسی کرد.
آنچه امروز به وضوح مشاهده می کنیم، این مسئله است که در میان این افراد، هیچ
یک از صفات زردپوستان شمالی نظیر چشمان بادامی ( اپی کانتوس )، پوست زرد روشن،
گونه های برجسته و غیره که از بارزترین مشخصات ترکان بوده است دیده نمی شود.
مواردی که تمامی آن ها در سایر گروه های ترک تبار و زرد شمالی نظیر قرقیز،
قزاق، ازبک، و از همه مهمتر ترکمن که هنوز نام ریشه و تبار خود را به همراه
دارند، مشاهده شده است....
|