|

|
|
|
شماره سی و
ششم
(36)
حق خدشه ناپذیرایران
ازدریای مازندران
برپایه قراردادهای 1921 (مودت ) و 1940 ( بحر پیمایی ) میان ایران
واتحاد شوروی ، ایران دارای حاکمیت و مالکیت خدشه ناپذیرو پا برجا
برپنجاه ( 50 ) در صدازدریای مازندران می باشد .
هرگونه گذشت ازحق مالکیت و حاکمیت پنجاه در صدی ایران بر دریای
مازندران ( بحر خزر ) ، در حکم تجزیه ی ایران است .
بهرهگیری صلح آمیز از انرژی
هستهای حق مقدس ملت ایران است
|
|

|
|
|
|
جلال ستاري
|
◄
ايرانيان و تورانيان
از اوستا و كليهي كتب ديني پهلوي و داستان ملي و مورخين قديم ابدا شكي
نميماند كه ايرانيان و تورانيان هر دو از يك نژاد بودهاند. بنا به سنت
بسيار كهني ايرانيان و تورانيان هر دو از يك دودمانند، و سلسله نسب پادشاهي
توران به فريدون پيشدادي پيوسته است، جز اين كه ايرانيان زودتر شهرنشين و
داراي تمدن شدند و تورانيان به همان وضع بيابان نوردي و چادرنشيني خود باقي
ماندند. و نيز از داستان ملي ما چنين برميايد كه تورانيان و ايرانيان پيش
از ظهور زرتشت داراي يك دين بودهاند و جنگ ارجاسبشاه توراني با ايرانيان
از اين رو بوده است...
|
|
عليزرينه باف |
◄سخني چند پيرامون ستارخان سردار ملي و مجلس ايران در 1287
سال 1287 خورشيدي سالي تيره و شوم براي مردم آذربايجان، به ويژه تبريزيان
بود مظفرالدين شاه كه فرمان مشروطيت ايران را صادر و با انتخاب مجلس شوراي
ملي از منتخبين طبقات ششگانه جامعه آن روز و استقرار حكومت قانون موافقت
كرده و ميرفت كه تحول مناسبي در مسير كشورداري به وجود آيد، درگذشت و
محمدعلي ميرزا كه بار سنگيني از خودخواهي و بيخردي بر دوش داشت و متكي
بر روسيان بود، بر تخت شاهي جلوس كرد...
|
|
|
◄
ژان شارون، جهانگرد فرانسوي به سال 1670 م (949 خ) در سفرنامهي خود از
بناي
ارگ عليشاه تبريز مي نويسد
حمدالله مستوفي مينويسد: « ... خواجه تاجالدين عليشاه جيلاني در شهر
تبريز در خارج محلهي نارميان، مسجد جامع بزرگي ساخته كه صحنش 250 گز در
200 گز و در او صفهاي بزرگ، از ايوان كسري به مداين بزرگتر. اما چون در
عمارتش تعجيل كردند ]سقف آن[ فرود آمد. در آن مسجد انواع تكلفات به تقديم
رسانيده و سنگ مرمر بيقياس در آن به كار برده و شرح آن را زبان بسيار
بايد.»...
|
|
دكتر حسينقلي كاتبي |
◄
پژوهشهاي معاصران در زبان آذربايجان از ابتداي قرن چهاردهم هجري شمسي يعني در مدت شصت و اند سال اخير راجع به
زبان آذربايجان پژوهشهايي از طرف نويسندگان ايراني و ايرانشناسان انجام
گرفته ]است[... ين پژوهشها يا بحث و بررسي تك موضوعي Monographie است و
تنها در مورد زبان آذربايجان صورت پذيرفته، يا چند موضوعي Polygraphie و در
كنار مباحث تاريخي يا فرهنگي و ادبي و مدني، بحثي نيز از اين زبان انجام
گرفته است.
تحقيقات انجام شده بيشتر مدلل و مستند Documentaire و مقرون به سنجش و
تحليلي Analytique و كمتر حماسي و خطابي است... |
|
گردآوری و بررسی:بابک آذرتات(علیخانی) |
◄
قفقاز و سرایندگان شعر پارسی در قفقاز
در سمت شمالی رود ارس ، در جلگه حاصلخیز و مسطحی قرار دارد. اسم این شهر در
منابع قدیمی به صورت نخچوا ، نشوی آمده و معنی آن به زبان ارمنی قدیم
(اولین کاشانه خیر) یا (نخستین مرکز) یاد شده است. مستوفی آن را شهری خوش
خوانده و بنای آن را به بهرام چوبین نسبت داده است.مورخین ارمنی در سده
چهارم سه ناحیه وان ، اردوباد ، نخچوان را واسپورگان می گفته اند و ابنفقیه
آن را بسفرجان نوشته و بنای (نشوی = نخجوان) را به انوشیروان نسبت داده
است... |
|
گردآوري
وبررسي : بابك آذرتات (عليخاني )
|
◄شهر تبريز، در دوران تيموريان
تا نزديك به يك صد سال پس از سفر اودريك اهل پوردنون به تبريز ديگر از منابع
خارجي اطلاعي دربارهي آن شهر نداريم. ميدانيم كه در حدود ده سالي پس از سفر
آن رهبان، ابوسعيد بهادر، آخرين اليخان نيرومند مغول كه در تبريز عمارتهايي
پيافكنده و به علت كشتن خواجه رشيدالدين وزير و فرزند جوان وي منفور قاطبهي
مردم شده بود در ربيعالثاني سال 736 هجري (آبان 714 خ / نوامبر 1335 م) در
گذشت. اما پس از برچيده شدن بساط حكومت ايلخانان نيز شهر تبريز از رونق نيفتاد
تا آن كه آذربايجان به دست امير تيمور گورگاني گشوده و حكومت تبريز ره فرزندش
ميرانشاه سپرده شد. مهمترين سند عهد تيموري دربارهي آباداني و اهميت نسبي
شهر تبريز، سفرنامهي رون گنزالس دي كلاويخو فرستاده پادشاه اسپانياست كه در
سال 807 هجري (783 خ / 1404 م) حين سفر به دربار امير تيمور در سمرقند، از
تبريز گذر كرد و از حشمت و جلال اين شهر مبهوت گرديد...
|
|
نادر انتخابي
|
◄« توران» گرايي در ميان تركان
انديشهي توران، نخست در ميان مجارها و به صورت واكنشي در برابر
پاناسلاويسم و پان ژرمانيسم ظاهر شد. از سال 1839 به بعد، نويسندگان مجار اين واژه را براي مشخص كردن سرزميني به
كار بردند كه پنداشته ميشد خاستگاه اوليهي نژاد توراني يعني آميزهاي از
اقوام اورال ـ آلتايي و مجار ـ فنلاندي بوده است. حتي در سدهي بيستم هم
اين انديشه در مجارستان هواداراني داشت و از 1913 تا 1970، نشريهاي به نام
توران در اين كشور انتشار مييافت...
|